22ماهگی جیگر مامان+ژله ی رولی و.........
عشق مامان و بابا 22 ماهگیت مبارک ![]()
چهارشنبه کلی مهمون داشتیم و من بالاخره ژله ی رولی را درست کردم و همه خیییییییییییییییلی از مزه و شکلش خوششون اومده بود![]()
![]()


شاممون هم زرشک پلو با مرغ و رولت بادمجون بود

آخر هفته هم رفتیم النگه


پسرعموها......

ماشاالله به بابامیثم شیطون پر جنب و جوش همه را حسابی خیس کرد 




شنبه خونه ی پسر دایی بابا دعوت بودیم و هیچ کس تولد پدرشوهر خوبمو یادش نبود به جز من![]()
توی راه که میرفتیم به بابامیثم گفتم یک کیک خرید و یک جشن تولد کوچولو واسش گرفتیم و بابایی و همه حسابی سورپرایز شدند![]()


و اما از احوالات پسرم اینکه جدیدا خیلی بهونه گیری میکنی و لجباز شدی اگه یه چیزو بخوای حتما باید بهت بدیم حتی اگه خطرناک باشه و همچنین وابستگی بیش ازحد شما به اینجانب که بعضی وقتها اشکمو در میاره خدا کنه زودت بزرگتر بشی و این وابستگیت کمتر بشه.فردا اگه خدا بخواد راهی مشهد هستیم اونجا عروسی دعوتیم امیدوارم پسر خوبی باشی.
دوستت داریم خیلی زیاد



22ماهگی جیگر مامان+ژله ی رولی و......... 

